X
تبلیغات
روستای اُشتره گل گل--روستای اُشتره گل گل

روستای اُشتره گل گل--روستای اُشتره گل گل

به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

پیشینه روستای اُشتره گل گل


لرستان در جنوب غربی ایران و کوهدشت در جنوب غربی لرستان

ودهستان اُشتره گل گل در جنوب غربی کوهدشت واقع شده

است. پیشینه اصلی این روستا بر می گردد به سال 1314  که به منظور یکجا نشینی عشایر به دستور رضا شاه به اجبار در بالای چشمه ای که در این روستا بوده است بنا نهاده شده است اما بعد از مرگ رضا شاه باز هم مردم به کوچ نشینی خود ادامه دادند و دیوارهایی را که بنا کرده بودند خراب کردند تا اینکه در سال 1337 اقای عیدی عباسی مجددا تصمیم به بنیان گذاری این روستا گرفت

.ظاهرا این اقای عباسی در منطقه

مذکور آسیابی داشته و چون این آسیاب در محور ارتباطی

کوهدشت پلدختر بوده و در مسیر رفت و آمد بوده است و در کنار

این آسیاب روستا تشکیل شده است.کلمه اشتره گل گل بر گرفته

از اشتره + گل گل که هشتره نام چشمه ای است در روستا که

قبلا آب روستا را تامین مینموده  و هشتره هم در زبان لکی به موج بزرگ و تند اب میگن که چشمه مذکور را به علت پر آبی و سرعت آن به این نام نامگذاری کردند و یه مرور زمان یه اشتره تغییر نام

داده است و گل گل هم به علت اینکه دشت های این روستا در فصل بهار دارای گل های زیبا و فراوانی و به قول عده ای دارای نوعی گل منحصر به فرد بوده است گل گل نامیدند


-------------------------------------------------------------


موقعیت جغرافیایی روستای اُشتره گل گل:


این روستا در 17 کیلومتری جنوب غربی شهرستان کوهدشت واقع

شده است که از شمال با روستای سپیده گل گل -از جنوب با

زانوگه -از جنوب شرقی با کمربله و هاشم بگ-واز جنوب غرب به

روستای ابوالوفا ختم میشود

---------------------------------------------------------------------------------------------------

نمایی از روستای اُشتره گل گل از فراز تپه ای مشرف بر آن..



















برچسب‌ها: اشتره گل گل
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 توسط گراوند

با سلام ..

در این وبلاگ جدیدترین اخبار روستای اشتره گل گل را مشاهده کنید.


همچنین در این وبلاگ سعی می شود تا بعضی از چهره های

سرشناس از طایفه گراوند به مخاطبان عزیز معرفی گردد.


  ........لطفا نظر یادتون نره.........


              با نظرات زیبای خودتون ما را یاری کنید.

------------------------------------------------------------------------------

                     توجه....       توجه....


کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر نام مرجع بلامانع است

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 توسط گراوند
تصاویری زیبا از دشت ها و مزارع سرسبز روستای اُشتره گل گل

http://panik.persiangig.com/DSC00285.jpg


http://panik.persiangig.com/DSC00270.jpg


http://panik.persiangig.com/DSC00313.jpg

                                   

 

                              


برچسب‌ها: اشتره گل گل, تصاویر, مزارع و دشت ها
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم فروردین 1393 توسط گراوند

چرا زانوگه؟؟



مدتی است بحث پتروشیمی کوهدشت به یکی از پر بحث ترین مباحث در

سطح شهرستان کوهدشت تبدیل شده است بحث در مورد کارخانه

پتروشیمیی که هنوز در اصل وجود آن شک هست که آیا واقعا اصلا وجود

خارجی دارد یا نه به هر حال سال گذشته با حضور جمعی از مسئولین با کلی

سلام و صلوات و همچنین با حضور مدیر عامل وقت بانک ملی طرح کلنگ زنی

پتروشیمی کوهدشت در منطقه خوشناموند زده شد و قرار شد در مدتی

مشخص این پرژه به بهره برداری برسد اما طبق معمول و به دلائل

نامشخص بعد از گذشت یکسال باز هم شاهد این بودیم که این طرح از نظر

کارشناسی مورد تایید نمی باشد و قابلیت اجرا شدن در این منطقه را ندارد

دلائلی که واقعا انسان هرچه در مورد انها فکر می کند به جایی نمی رسد که

واقعا اگر توجیه علمی ندارد پس چرا از اول طرحش را در این منطقه زده اند و

این که آیا چه دست هایی در پشت پرده در کار است که ما باید همیشه شاهد

این چنین اتفاقاتی باشیم .به هر حال بعد از این که سرمایه گذار اصلی بعد از

دیدن منطقه زانوگه نظرش درباره مکان احداث پتروشیمی تغیر کرده است این

سوال به نظر می رسد که آیا واقعا چه مکانی برای زمین احداث این کارخانه

مناسب است ؟. اگر هر انسان عاقلی به عقل سلیم خود رجوع کند به راحتی

می تواند تشخیص دهد که واقعا منطقه زانوگه از لحاظ استراتژیک یک منطقه

منحصر بفرد می باشد این منطقه به لحاظ قرار گرفتن در مسیر جاده اصلی و

ترانزیتی جنوب به غرب می تواند از پتانسیل بسیار بالایی برای احداث

پتروشیمی برخوردار باشد همچنین این جاده تنها جاده قابل دسترسی عراق

به این منطقه می باشد که چند سال است همه ما شاهد حضور ماشین های

ترانزیتی عراق از این منطقه می باشیم که به مقصد خوزستان در حال ترانزیت

هستند .امیدواریم که مسئولین محترم شهرستان به دور از هر گونه مساله

جناحی و قومیتی عاقلانه بی اندیشند و منطقه زانوگه را برای احداث

پتروشیمی انتخاب کنند


                                                             نویسنده: روح الله گراوند


برچسب‌ها: اشتره گل گل, پتروشیمی, زانوگه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 توسط گراوند





                                    



برچسب‌ها: اشتره گل گل, برف
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 توسط گراوند

مدیرکل حمل‎ونقل و پایانه‎های لرستان از افتتاح پاسگاه زانوگه کوهدشت تا مهرماه سال آینده خبر داد.

به گزارش میرملاس نیوز به نقل از ایسنا، نصرت‎الله حیدری افزود: پلیس راه اضطراری

زانوگه تنها پاسگاه فاقد جا و مکان استان است.

وی اضافه کرد: از اواسط مهرماه امسال فاز اول عملیات اجرایی آن با اعتباری بیش

از ۴۵۰ میلیون تومان شروع شده و تاکنون ۳۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.


مهندس حیدری با بیان اینکه محوطه‎سازی و راه‎های ورودی و خروجی پاسگاه با هزینه

۳۰۰میلیون تومان در دست تعیین نقشه است، ادامه داد: هزینه ساخت این پاسگاه حدود

۸۰۰ میلیون تومان بوده که از محل اعتبارات ملی تأمین می‎شود و امید می‎رود در موعد

مقرر این پروژه به اتمام برسد.

 


برچسب‌ها: اشتره گل گل, زانوگه, پاسگاه پلیس راه
نوشته شده در تاريخ جمعه یازدهم بهمن 1392 توسط گراوند

    انتصاب محمدرضا عباسی فرد گراوند در دانشگاه آزاد


              


به گزارش لکنا، با حکمی از سوی حمید میرزاده ریاست دانشگاه آزاد اسلامی، حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا عباسی فرد به عنوان نماینده تام الاختیار وی در هیات امنای استان های قم، البرز و قزوین منصوب شد.


 در متن حکم صادره آمده است:

«حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر محمدرضا عباسی فرد

نظر به تعهد، تخصص و تجارب ارزنده جنابعالی و به استناد بند ۱ ماده مصوبه جلسه شماره ۷۲۱ مورخ ۹۱/۸/۲ شورای عالی انقلاب فرهنگی به موجب این حکم به عنوان نماینده تام الاختیار اینجانب در هیات امنا استان های قم، البرز و قزوین منصوب می شوید.

انتظار دارد در راستای پیشرفت همه جانبه واحدهای دانشگاهی استان های مذکور با تدوین برنامه های اجرایی و در چارچوب مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و وظایف و اختیارات هیات امنای استانی دانشگاه آزاد اسلامی اهتمام لازم را معمول فرمایید.

امید است با توکل به خداوند متعال و با صداقت، امانتداری که در جنابعالی سراغ دارم، در انجام وظایف محوله موفق باشید.

حمید میرزاده رییس دانشگاه آزاد اسلامی»

بر این اساس مراسم معارفه ی حجت الاسلام عباسی فرد به عنوان نماینده تام الاختیار دکتر میرزاده در هیات امنای استان های قزوین، قم و البرز با حضور معاون پارلمانی دانشگاه آزاد اسلامی، استاندار قزوین، حجت الاسلام تاکندی عضو هیات امنای استان قزوین، حجت الاسلام علیخانی از بنیانگذاران دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین، روسای واحدهای قزوین، قم و کرج برگزار شد


برچسب‌ها: اشتره گل گل ÷محمد رضا عباسی فرد ÷دانشگاه آزاد
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط گراوند

بنای طاق گرا



بنای طاق گرا یا طاق شیرین در گردنه پاتاق بر سر راه کرمانشاه به سرپل ذهاب و در 15

کیلومتری شهرستان سرپل ذهاب در کنار راه باستانی سنگفرشی بنا شده که فلات

ایران را به بین النهرین ارتباط می داده است . به علت تغییر مسیر ، این راه و بنای

تاق گرا اکنون در شیب های پائین جاده آسفالته قرار گرفته است . از نظر معماری ،

بنای تاقگرا ، فضای ایوان مانندی است که تماماً از سنگ ساخته شده است.

 

این بنای مستطیل شکل به ابعاد 86/4*70/7 متر است که ورودی آن به طرف جنوب و

مشرف بر جاده سنگفرش باستانی است . از لحاظ ساختاری ، این بنا به وسیله

بلوک های سنگی ساخته شده است که به صورت مکعب مستطیل تراشیده شده

اند . مصالح داخلی دیوار ها نیز از لاشه سنگ و ملاط گچ است.

 

دیوار های جناحین این بنا تا حدودی بلندتر ساخته شده اند تا بتوانند سقف تاق را

کاملاً مسطح نمایند . ارتفاع کف بنا از سطح زمین 20/1 متر و ارتفاع از کف تا لبه

قوس 92/5 متر و از لبه قوس تا زیر گیلویی اول 20/1 متر است . همچنین بلندی افریز

اول 60 سانتی متر است که بر روی آن یک ردیف بلوک سنگی ساده به بلندی 45

سانتی متر قرار گرفته است . بر روی این بخش ، سنگ های تزئینی افریز دوم قرار

دارد . همچنین در بالا ترین بخش بر روی لبه بام بنا ، یک ردیف کنگره به ارتفاع 92

سانتی متر قرار گرفته است. بنابراین ارتفاع بنا از سطح زمین تا بالاترین نقطه 7/11

متر است . همچنین عرض دهانه طاق 10/4 متر و عمق آن 10/3 متر می باشد .

دیوار های داخلی این بنا به وسیله نقوش هندسی حجاری شده است .

 

در مورد زمان ساخت این بنا اختلاف نظر هایی وجود دارد برخی آن را به دوره اشکانی

و برخی دیگر آن را به دوره ساسانی نسبت می دهند . اما آنطور که از مدارک

باستانشناسی به دست آمده ظاهرا این بنا در اواخر دوره ساسانی و احتمالا زمان

حکومت خسرو دوم (628-590م) ساخته شده است . اگر چه تاکنون کارکرد واقعی

این بنا مشخص نشده ، اما برای آن کارکرد های متفاوتی از جمله " یادگار احداث راه

کاروانرو " ، " توقف گاه موکب شاهی " ، " اریکه سلطنتی " ، " پاسگاه مرزی " و "

بنای یادبودی از پیروزی " ذکر کرده اند .

 

برای دیدن این اثر ، حدود 200 متر بعد از ایست بازرسی معروف پاطاق وارد جاده فرعی در سمت چپ جاده اصلی شده و پس از طی مسافتی حدود 500 متر می توان به محل مورد نظر رسید . در صورتی که ماشین نداشتید ، کمی بعد از ایست بازرسی ، نزدیک جاده ریجاب پیاده شوید و با احتیاط از سمت چپ جاده پایین بروید.


برچسب‌ها: تاریخچه طایفه گراوند, طاق گرا
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 توسط گراوند

شبيخون رومشكان و كشته شدن شاه‌مراد‌خان سالار‌جنگ


 شب‌ فرا رسيد! شاه‌مرادخان‌ به‌ اصرار مي‌خواست‌همان‌‌موقع‌

بر خصم‌ هجوم‌ بَرَد. سام‌خان‌ محمّدي‌‌گراوند معروف به (‌بِرا)

و ملك‌احمد‌خان كوشكي‌ مخالف‌ بوده‌ و منتظر رسيدن‌

چريك‌هاي‌ كمكي ‌بالاگريوه‌، بين‌ آن‌ها بر سر همين‌ موضوع‌

بگومگو درگرفت‌ و بالاخره‌ سام‌خان‌ با حالت‌ تعرّض‌ برخاسته‌

بر اسب ‌نشست‌ و گفت:‌ «ياالله سوار شويد تا برويم‌ و

ببينيم‌ خدا چه‌ مي‌خواهد و تقدير چيست‌؟»

آن‌ها از نقطه‌ "باوه‌حُوي" (بابا‌حبيب)‌ به‌"تنگ‌ بِرَه‌"

سرازير شدند و قدم‌ به‌ همواري‌ رومشكان‌ گذاشتند.

علي‌محمّدخان‌ با تعدادي‌ از سواران،‌ در صف‌ دوم‌ قرار

داشتند و بقيه‌ با سرعت‌ مشغول‌ پيش‌رَوي‌ به‌ سمت‌

چغابل ‌شدند. شاه‌مرادخان‌ هنگامي ‌به‌ چغابل‌ رسيد

كه‌ آفتاب‌ سرزده‌ بود. آفتابي‌ كه‌ همان‌ روز مي‌بايستي‌

لاشه‌ پيل‌وار سردار جنگ‌جو را در ميدان‌ نبرد در چنگال‌

دشمناني‌ كه‌ از استماع‌ اسمش‌ در هراس‌ مي‌شدند

ببيند و مشاهده‌ كند.

هوا آن‌چنان‌ روشن‌ بود كه‌ گرگ‌ از ميش‌ و دوست‌

از دشمن‌ به‌ خوبي‌ تشخيص‌ داده‌ مي‌شد و با اين ‌تفصيل،‌

اسم‌ شبيخون‌ بر اين‌ نبرد مفهومي ‌نداشت.‌ نخستين‌

كساني‌ كه‌ به‌ منظور حفظ‌ جان‌ امان‌الله‌خان‌ و محمود‌خان‌

در آن‌ هنگامه‌ فداكاري‌ كردند خانواده‌ شهبازي‌ها، (عبّاس‌،

رضا‌علي‌، شيخ‌‌حسن‌، شيخ‌حسين‌ و حسين‌قلي) بودند.

پس‌ از آن‌ها دليجه‌اي‌ها، علي‌‌صفر، عزيزمراد و همراهان‌،

سپس‌ خوانين‌ رشيدي‌ (ابدال‌خان، ابراهيم‌خان، رشيدخان)

و بالاخره ‌اللهيارخان‌ عبّاسي‌، پرويز و غلام‌رضاخان آدينوند

و ايمان‌قلي‌خان‌ كوناني‌. اين‌ها چادر امان‌الله‌خان‌ را احاطه‌

كرده‌ و به ‌تيراندازي‌ و دفاع‌ پرداختند. سواران‌ علي‌محمّدخان‌

كه دير جنبيده‌ بودند و روز روشن‌، آن‌ها را دريافته‌ بود كماكان‌

به ‌حملات‌ خود ادامه‌ دادند و در اتّخاذ اين‌ روش‌ تقريباً ناچار بودند؛

حساب‌ها درست‌ از كار در‌نيامده‌ بود و ميدان‌ خالي كردن

هم‌ به‌ اين‌ آساني‌ كار مردان‌ جنگي‌ نبود.

در اين‌ هنگامه‌ مرگ‌ و زندگي،‌ ابتدا اسب‌ مؤمن‌علي‌ از

نوكران‌ علي‌محمّدخان‌ كشته‌ شد و تفنگش‌ به دست

رضا‌علي ‌‌شهبازي افتاد. بزرگترين‌ نكبتي‌ كه‌ دامن‌‌گير

سواران‌ علي‌محمّدخان‌ شد اين‌ بود كه‌ فشنگ‌ در لوله‌

تفنگ‌ شاه‌مرادخان‌ گير كرد، اگر نه،‌ به هر ترتيبي‌ بود

هدف‌ خودش‌ را كه ‌قتل‌ امان‌الله‌خان‌ بود دنبال‌ مي‌كرد

و اي‌ بسا كه‌ به‌ نتيجه‌ هم‌ مي‌رسيد و ليكن‌:

نه‌ بر آرزو رفت‌ گَردان‌ سپهر

 

از آزادگان‌ پاك‌ ببريد مهر

شاه‌مرادخان،‌ مدّتي‌ سعي‌ كرد تا تفنگي‌ به‌‌دست‌ آورد

و همين‌ مدّت‌ توانست‌ ورق‌ كارزار را برگرداند. او ملاحظه‌

كرد كه‌ شكست‌ خورده‌، محمّد‌قاسم‌ كمالوند از فراز تپّه‌

چغابل‌ مرتّباً باران‌ گلوله‌ بر سواران‌ علي‌محمّدخان‌ مي‌ريخت.‌

در آن هنگامه، محمّد‌حسن‌ كوناني‌ فرزند محمّد كه‌ اسمش‌

در اين‌ كتاب‌ فراوان‌ آمده‌ به‌ حمله‌ پرداخت‌ و با هلهله‌ و گاله‌

مي‌كوشيد تا از شكست‌ قطعي‌ جلوگيري‌ كند كه‌ در چنان‌

لحظه‌ي‌ حساس‌، تيري‌ به‌ اسبش‌ خورد و او را بر زمين‌ زد.

وي‌ به‌ علي‌محمّدخان‌ وفادار بود.

محمّد‌قلي‌خان‌ غضنفري‌ از طرفداران‌ امان‌الله‌خان‌ به‌

محمّدحسن‌ رسيده پشت‌ گردنش‌ را محكم‌ گرفت‌ و خواست‌

دستگيرش‌ نمايد. ولي‌ محمّد‌حسن‌ با تيري‌ كه‌ بر زانويش

‌زد او را نقش‌ زمين‌ ساخت.‌ عدّه‌اي‌ ديگر به‌ همين‌ منظور

خود را به‌ اين‌ مرد جنگي‌ رسانيدند، ولي‌ سبزه‌ كوناني‌ از

بني‌ اعمام‌ وي شتابان‌ به امدادش‌ رسيده‌ او را از ميدان‌

به‌در برد. در چنين‌ موقعي‌ كه‌ دولتيان‌ در تعقيب‌ سواران‌

عشاير بودند، اميراعظم‌ شخصاً به‌ دفاع‌ پرداخت‌ و در

همواري‌ پشت‌ چغابل‌ جلو آنان‌ را سد كرد. اسب‌ علي‌بگ‌

از سواران‌ امان‌الله‌خان‌ را كشت‌ و رشادتي‌ تام‌ و تمام‌ از

خود نشان‌ داد. اسب‌ غلام‌شاه‌‌خان‌ فرزند يوسف‌خان‌ امير‌بهادر‌

تير خورد و توسّط‌ سواران‌ گراوند زير نظر اللهيار‌خان‌ اسير گرديد،

او هيجده سال بيش‌تر نداشت .

شاه‌مرادخان‌ جلو سربازان‌ و قواي ‌عشاير كمكي‌ آن‌ها را به

نوبه‌ گرفت. حيدر‌علي‌خان گراوند زخم‌‌دار شد. عزيزخان‌

خسروي‌ عمو‌زاده‌ غلام‌رضاخان‌ آدينوند به قتل‌ رسيد. براي‌

فرار از مسؤوليّت‌ و حوادث‌ بعدي‌ پس‌ از اين‌كه‌ هجوم‌ مهاجمين‌

به‌ نتيجه‌ نرسيد و دولتي‌ها دست‌ به‌ تفنگ‌ شدند و دوست‌ و

دشمن‌ معلوم‌ شد، همه‌ مردم‌ رومشكان‌ سواي‌ معدودي‌، عليه‌ فرزند نظرعلي‌خان ‌و كسانش‌ به‌ جُنب‌ و جوش‌ افتادند. هر كسي‌

سعي‌ مي‌كرد خودي‌ را در نظر دولتيان‌ خدمت‌گزار بشناساند.

اردوي‌ دولتي‌ و سواران‌ امان‌الله‌خان‌ در دنبال‌ سواران‌ عشاير

به‌ راه‌ افتادند و بر آن‌ها هجوم‌ بردند كه ‌براي‌ بار دوم‌ علي‌محمّدخان‌

شخصاً عنان‌ مركب‌ را كشيده‌ با شدّت‌ مبادرت‌ به‌ جنگ‌ كرد و با

فداكاري‌ جلو پيشرفت‌ سواران‌ خصم‌ را گرفت‌. فرزند ارشد

نظرعلي‌خان ‌در آن‌ جنگ‌ استقامتي‌ نشان‌ داد كه‌ دوست‌

و دشمن‌ دندان‌ حيرت‌ گَزيدند و معاينه‌ نبردهاي‌ نظرعلي‌خان ‌

را به چشم‌ ديدند. او محكم‌ دهانه‌ "تنگ‌بِرَه‌" را گرفته‌ بود.

شاه‌مرادخان‌، سام‌خان‌، ملك‌احمدخان و چند تن‌ از سواران‌

دلاور به‌ او

پيوستند و نقطه‌ مقاومت‌ قوي‌تر شد، سبزه‌ كوناني‌

نيز در حالي‌كه‌ محمّد‌حسن‌ را به‌ ترك‌ داشت‌ فرا رسيد.

اميراعظم‌ فوراً ماديان‌ نويرَك‌ نامي ‌را كه‌ از سواران‌ دست‌

دوم‌ بود گرفته‌ به‌ محمّد‌حسن‌ داد و به‌ سبزه‌ گفت: ‌نويرَك‌

را از ميدان‌ خارج‌ كن‌ كه‌ كشته‌ نشود، آن‌گاه‌ نزد من‌ برگرد

. علي‌صفر‌دليجه‌اي كه‌ لله برادر علي‌محمّدخان‌ بود هم ‌ارباب‌

قديم‌ و حق‌ نان‌ و نمك‌ را ترك‌ كرده‌ با اسلحه‌ي‌ دوست‌ نزد

دشمن‌ رفت‌ و با ارباب‌ قديم‌ به‌ نبرد پرداخت.‌ او مي‌خواست‌

به‌ شخص‌ اميراعظم‌، يعني‌ ولي‌‌نعمت‌ بلاواسطه‌اش‌ صدمه‌اي‌

برساند و اگر بشود او را از ميان ‌بردارد. ولي‌ از قضا هدف‌ تير

علي‌محمّدخان‌ واقع‌ و گلوله‌، فكين‌ او را متلاشي‌ كرد و به‌

اين‌ ترتيب‌ از ميدان‌ نبرد خارج‌ شد. شاه‌مرادخان،‌ جنگ‌ را تا

ارتفاعات‌ بابا‌‌حبيب‌ ادامه‌ داد. بعد از اين‌كه‌ از گردنه‌ سرازير

شدند و مقداري ‌هم‌ از شيب‌ گردنه را‌ طي‌ كردند ناگهان‌ مانند

كسي‌ كه‌ فرمان‌ قضا بر آن‌ نازل‌ شده‌ باشد گفت

:‌ « بگذاريد كه‌ برگردم‌ و اين‌ سه‌ گلوله‌اي‌ كه‌ برایم

باقيمانده‌ را براي‌ دشمن‌ خالي‌ كنم‌.» برادرش‌ علي‌مرادخان

كه از وي‌ بزرگتر بود خواست‌ ممانعت‌ كند لكن‌:

نبشته‌ چنين‌ بود و بود آنچه‌ بود

 

نداند كسي‌ راز چرخ‌ كبود

و مرد دلاور بي‌نظير، در آن‌ دمدمه‌ آخر طعمه‌ هلاك‌ شد.

او اسب‌ قِرَه‌‌كهر را به جولان‌ درآورد و از سربالايي‌ بابا‌ بالا رفت‌،

سه‌ گلوله‌ را يكي‌ پس‌ از ديگري‌ براي‌ دشمنان‌ خالي‌ كرد

و براي‌ اين كه‌ از همان‌ راه بر‌گردد عنان ‌اسبش‌ را بگردانيد

و نيش‌ ركاب‌ بر بغل‌ آن‌ آشنا ساخت‌. اسب‌ در حال‌ چرخش‌

بود كه‌ ناگهان:‌

ناگه‌ ز كمين‌‌گوشه‌ يكي‌ سخت‌كماني‌


تيري ز قضا و قدر انداخت‌ بر او راست‌

بر بال‌ عقاب‌ آمد آن‌ تير جگر دوز

 

از عالم‌ عِلويش‌ به‌ سفليش‌ فرو‌كاست‌

چون‌ نيك‌ نظر كرد پَر خويش‌ در آن‌ ديد

 

گفتا ز كه‌ ناليم،‌ از ماست‌ كه‌ بر ماست‌

آري‌ مرد جوان‌ شجاع‌ و رشيد، قرباني‌ حق‌كشي‌ها، كينه‌ها،

لجاج‌ها و نارسايي‌هاي‌ محيط‌ خود شد و آن كه‌ او را كشت‌

هم‌ از نزديكان‌ خود او بود. از او بود هر آنچه‌ بر سر او رفت‌.

تير، برگردن‌ او خورده،‌ كتف‌ و گردن‌ را به‌ كلّي‌ متلاشي

كرده‌ بود، فقط‌ او توانست‌ سر اسب‌ را برگرداند و در

حدود سيصد متر سرازيري‌ را بپيمايد. در سمت‌ چپ‌ بقعه‌

به‌ فاصله‌ پنجاه‌ متر، از فراز زين‌ بر سطح‌ زمين‌ درغلتيد.

او تنها يك‌ كلمه‌ بر زبان‌ راند و گفت:‌ «عَلَه[1]‌هَنگتِم»‌

(علي‌ تير خوردم) و خاموش‌ شد و با مرگ‌ او ستون‌ فقرات‌ قدرت ‌علي‌محمّدخان‌ درهم‌ شكست‌.[2]

پس‌ از شهادت‌ شاه‌مرادخان سالار جنگ - چون‌ من‌

او را شهيد مي‌دانم- برادرش‌ علي‌مرادخان‌ و ساير كسان‌

بر بالين‌ او رسيده‌ اسبش‌ را بردند. لكن‌ نتوانستند خودش‌

را همراه‌ ببرند. نخستين‌ كسي‌ كه‌ از اردوي‌ دولتي‌

بالاي‌ سرش ‌رسيد عزيزمراد رضايي‌ دليجه‌اي‌ بود. او

تفنگش‌ را برداشت‌. پس‌ از چند لحظه‌ امان‌الله‌خان،

‌اللهيار‌خان‌ و ديگران‌ وارد شدند. امان‌الله‌خان‌ با خشونت‌

اظهاراتي‌ كرد كه‌ با مخالفت ‌اللهيارخان‌ مواجه‌ شد.

تگرگي‌ شديد باريدن‌ گرفت‌ كه‌ موجب‌ شد علي‌محمّدخان‌

بتواند از دسترس‌ سواران‌ خصم‌ فاصله‌ بگيرد و به‌ "تنگ‌‌ريزه"‌

و پران‌پرويز برود. اردوي‌ دولتي‌ هم‌ در رومشكان‌ ماند، ولي‌

چون‌ توقّف‌ اردوي اميراعظم در آن‌جا صلاح‌ نبود لذا به‌ طرف‌

آبادي‌ كدخدا موسي‌ اكبري جودكي‌ حركت‌ نمودند. اين‌

كدخدا نهايت‌ محبّت‌ و مراقبت‌ را درباره‌ مهمانان‌ معمول‌ داشت‌.

روز بعد از آن‌جا به‌ راه‌ افتادند تا به‌ دادآباد بالاگريوه‌ رسيدند

علي‌محمّدخان‌ مدّتي‌ به‌ همين‌ صورت‌ وقت‌ مي‌گذارند

تا اين‌كه‌ از سوي‌ سران‌ بالاگريوه‌ به‌ او پيشنهاد شد

به‌ سمت ‌هُرو بروند. اما سام‌خان‌ محمّدي‌ اين‌ پيشنهاد

را نپسنديد، لذا بار ديگر به‌ طرهان‌ برگشتند تا به‌ رودخانه‌

کشکان رسيدند. آب‌ كشكان‌ به‌ خاطر بارندگي‌هاي ‌فراوان‌

بالا آمده‌ بود و عبور از آن‌ مشكل‌ بود تا اين‌كه‌ گُداري‌ در

"زوران‌‌تَل"‌ يافتند و توانستند از آب‌ عبور كرده و به‌ خانه‌

محمّد‌شاه‌ پسر علي‌شاه‌ زيودار صادقي‌ رئيس‌ طايفه‌

مذكور رسيدند. در آن‌جا مردم‌ زيودار وي‌ را به‌ غار "ليتَنجاو"

و "رستم‌كُش"هدايت‌ كردند.

اين‌ غار دو كوره‌ راه‌ دارد كه‌ چنانچه‌ دو نفر تفنگدار از آن‌

نگهباني‌ كند غيرقابل‌ تسخير مي‌باشد. مدّت‌ پنج‌ شبانه‌روز

از طرف‌ محمّدشاه‌ نسبت‌ به‌ علي‌محمّدخان‌ و شصت‌ و

چهار تن‌ سوارانش‌ پذيرايي‌هاي‌ گرم‌ و صميمانه‌ به‌ عمل‌ آمد

. از طرف ‌اللهيارخان‌ توسّط‌ مردي‌ به‌ نام‌ محمّدرحيم‌ بلوراني‌

با علي‌مرادخان‌ برادر شاه‌مرادخان‌ تماس‌ حاصل‌ شد و بالاخره‌

در رومشكان‌ آن‌ها به‌ مشورت‌ پرداخته‌ و قرار گذاشتند كه‌

علي‌‌مرادخان‌ تأمين‌ گرفته‌ خود را در كوهدشت‌ به‌ دولتيان‌

معرفي‌ نمايد و به‌تدريج با درايتي‌ كه‌ در اُمور دارد اقوام‌ و

خويشاوندان‌ پراكنده‌ را گرد آورده‌ و سرپرستي‌ نمايد تا خيلي‌

در فشار نمانند. نا‌گفته‌ نماند كه‌ خواهر علي‌محمّدخان كه

خواهر تني‌ نگارنده‌ مي‌باشد عيال‌ علي‌مرادخان‌ بود. آن‌ها

با اندوه‌ فراوان‌ صورت‌ همديگر را بوسيدند و ملاقات‌ بعدي‌

را موكول‌ به‌ مشيّت‌ پروردگار كردند. او و سواران‌ همراهش‌

رفتند و اميراعظم‌ با ديگر همراهانش‌ باقي‌ ماندند.

علي‌مرادخان،‌ از"خُشه‌نام"سرازير و به‌ رماوند ‌عليا حركت‌ كرد.

در آن‌جا چون‌ آب‌ سيمره‌ مجال‌ نمي‌داد به‌ رماوندي‌ها پيغام‌ داد

و آن‌ها مقدار زيادي‌ خواربار و اثاثه‌ ضروري‌ برايش‌ فرستادند. در

ساحل‌ رودخانه‌ سواراني‌كه‌ پيش‌ اميراعظم‌ مانده‌ بودند برايش‌

سوگند ياد كردند كه‌ مادام‌العمر نسبت‌ به‌ او وفادار بمانند و تحت‌

هيچ‌ عنواني‌ تركش‌ نكنند. ولي‌ در همان‌ روز كُهزاد كوناني‌ و

صيدعبّاس‌ تركاشوند اسب‌ و اسلحه‌ امير را برداشته‌ نزد

شاه‌‌بختي‌ رفتند. اميراعظم‌، برادرش ‌مهرعلي‌خان‌ و

علي‌رضا فرزند حيات‌‌قلي‌خان‌ كوشكي‌ را به‌ خانه‌

ميرزا‌محمّدخان‌ تيمورپور به‌ سيمره‌ فرستاد. ميرزا در آن‌‌موقع‌

در تنگ‌چوبينه‌ مي‌زيست‌ و آن‌ نقطه‌ محلي‌ بسيار امن‌

و مستحكم‌ بود.

 

 

مهرعلي‌خان غضنفري

فرزند نظرعلي‌خان اميراشرف

مهرعلي‌خان‌ در سن‌ چهارده‌

سالگي‌ بسيار زيبا و خوش‌ سيما و

بي‌نهايت‌ مورد محبّت‌ و علاقه‌

نظرعلي‌خان ‌بود. او با

علي‌محمّدخان‌ از بطن‌ مرحومه‌

آغاسلطان،‌ دختر كرم‌الله‌خان‌

كاكاوند، بودند كه‌ ذكرش‌ در اين‌ تاريخ‌

آمده‌ است‌. پس‌ از اعزام‌ برادر،

اميراعظم‌ با سام‌خان‌ و

ملك‌احمد‌خان‌ و دگر همراهان‌ به

سمت‌ "كَوَر" و "دَروَن‌‌سي" ‌سرطرهان‌ رهسپار

شدند. اين‌ دربند چنانچه‌ دو، سه‌

نفر نگهبان‌ داشته‌ باشد لشكر

سلم‌ و تور هم‌ قادر به‌ رخنه‌ در آن‌

نمي‌باشد. سام‌خان‌ به‌ طايفه‌ اطلاع‌

داد و از طرف‌ مردم‌ سيل‌ خواربار،

عليق‌، فشنگ‌، وسايل‌‌ خواب‌ و

امثال‌ آن‌ها سرازير شد. اميراعظم‌

تصميم‌ گرفت‌ كه ‌لااقل‌ مدّتي‌ در

آن‌جا توقّف‌ كند تا با تجديد قوا به‌

راهي‌ كه‌ فرمانده‌ كل‌ قوا خواه‌ و

ناخواه‌ پيش‌ پايش‌ گذارده‌

است ‌ادامه‌ دهد.

امام‌قلي‌خان‌ گراوند و ملك‌احمد‌خان‌ كوشكي‌ مأمور نگهداري‌

راه‌هاي‌ كوه‌ شدند و ديگران‌ با فراغت‌ خاطر در ستيغ‌ كوه‌

به‌ انتظار رسيدن جواب‌ نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي ‌ ميرزا‌محمّدخان‌ توقّف‌ كردند.

علي‌محمّدخان‌ قبلاً اهل‌‌بيت ‌و منسوبان‌ نزديك‌ خود را كلاً به‌

هُليلان‌ نزد ايمان‌قلي‌خان‌ اسفندياري‌ بالوند برده‌ و اينك‌

در يك‌ نقطه‌ امن ‌سُكنا‌ گزيده‌ و به‌ انتظار نشست‌.

در چنين‌ موقعيّت‌ بسيار حساس‌ كه‌ سرنوشت‌

علي‌محمّدخان‌ و دودمان‌ نظرعلي‌خان ‌دچار جزر و مدي

‌بس‌ هولناك‌ شده‌ و روزگار برگ‌هاي‌ سياه‌ خود را يكي‌

پس‌ از ديگري‌ عليه‌ اين‌ خانواده‌ بر زمين‌ مي‌زد و سيماي

‌كريهش را به تناوب نشان‌ مي‌داد، فرمانده‌ كل‌ قوا ضمن‌

لشكر‌كشي‌ها و كشت‌ و كشتارهاي‌ بي‌رحمانه‌اي‌ كه‌

حاصل ‌اين‌ تاكتيك‌ لجوجانه‌ بود، دستور داد در تعقيب‌

نامه‌ شماره‌ 1535 بيستم‌ آذر ماه‌ 1306شمسي. نامه‌

ديگري‌ شديدتر از آن‌به‌ حكومت‌ عشايري‌ طرهان به‌ اين‌

مضمون‌ نوشته‌ نسخه‌هاي‌ بسياري‌ از آن‌ را براي ‌كلّيّه‌

سران‌ سرشناس‌ خوانين‌، كدخدايان‌ و مؤسّسات‌ وابسته‌

به‌ دستگاه‌ ارسال‌ داشتند و با اين‌ عمل‌ راه‌ هرگونه‌ اميد

به‌ گشايش‌ را مسدود ساخت‌. مضمون‌ نامه‌ چنين‌ بود:

[دستورالعمل سرتيپ محمّد ذكريا شاه‌بختي به حكومت عشايري طرهان[3]]

2026 - 19 / 11 / 1306

حكومت‌ عشايري‌ طرهان‌، راپورت‌ 171 شما ملاحظه‌ شد. در موضوع‌ و علّت‌ مأموريّتي‌ كه‌ فعلاً به‌ شما محول‌ شده‌ است‌ و لزوم‌ انجام‌ آن‌ به‌ اسرع‌ وقت‌ و با نهايت‌ جديّت‌ ديگر هيچ‌ محتاج‌ به‌ تذكّر نمي‌دانم. همين‌قدر بدانيد من ‌علي‌محمّد‌خان و همراهانش‌ را از شما زنده‌ يا كشته‌ شده‌ مي‌خواهم.

 

 

فرماندهي‌ لشكر غرب‌ و قواي‌ اعزامي‌ به‌ لرستان‌ سرتيپ‌ شاه‌‌بختي‌

 



21. علي‌مرادخان برادر بزرگتر شاه‌مرادخان.

22. در رثاي‌ اين‌ مرد شجاع‌ ثابت‌ قدم‌ و فداكار، نصرت‌الله‌خان‌

امير ‌ارفع برادر نگارنده‌ ابياتي‌ در 66 بيت‌ به‌گويش‌ لَكي‌ سروده‌

كه‌ ارزش‌ دارد چند بيت‌ آن‌ را به‌ يادگار در اين‌ دفتر ثبت‌ كنيم‌.

اين‌ چكامه‌ به‌ طور كامل‌ در كتاب‌ گلزار ادب‌ لرستان‌ چاپ‌ گرديده‌ است‌:

وِي‌ وِيانِم‌ رو، وِي‌ وِيانم‌ رو

 

خانا ژِي‌ دردَه،‌ وِي‌ ويانِم‌ رو


رو پي‌ او يكتاي،‌ هم‌ يگانِم‌ رو
­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­

 

او شيرين‌ رفتار، نجيبانِم‌ رو
­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­

وَ رزم‌ مبارز حريفانِم‌ رو

 

وَ بزم‌ سر حلقه‌ ظريفانِم‌ رو

وَ بي‌كس‌ شهيد مَنه‌ي‌ خاكِم‌ رو

 

بدن ژَ زامان منكر چاكِم رو

هياهوي‌ جدال‌ روژ جنگم‌ رو

 

هر جا گالاگال‌ شُوَه‌زنگِم‌ رو

زلزله‌ ميدان‌ رومشكانم‌ رو

 

سَر داده‌ پَري،‌ ارث‌ خانِم‌ رو

روژ وَ تكاپوي‌ زِلِه‌ جنگم‌ رو

 

سردار سر‌خيل‌ دل‌ ژَ سنگِم‌ رو

رو توس‌ نوذر زره‌ پوشِم‌ رو

 

رو گيو گودرز رو شيدوشِم‌ رو

در‌ رأس‌ قُشَن‌ اميراعظم

 

‌اژ توس‌ نوذر او روژ نُوي‌ كم

وَ تنيا سنگر ويش نكرد خالي

 

تواتر قطار شَنگ مكرد خالي

وينه‌ تهمتن‌ پوس‌ بَور نه‌ تن

 

‌پَري‌ بِراوَر اهريمنان‌ من‌...

 

23. در آن هنگام حاكم عشايري طرهان،  امان‌الله‌خان سردار‌بهادر بوده است


برچسب‌ها: شهمرادخان, گراوند, سالار جنگ
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم شهریور 1392 توسط گراوند




             جهت دیدن ادامه تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید


برچسب‌ها: نماز عید فطر, روستای اشتره گل گل, مسجد امام حسین
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد 1392 توسط گراوند
  • قیمت روز
  • سمفونی